خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





سندی یافت شده از میر رضا جد بزرگ سادات روستای پارسا

    بسمه تعالی

    سندی یافت شده از میر رضا  جد بزرگ سادات روستای پارسا

    بعد از سالها پیگیری  در مورد شجره سادات روستاهای( پارسا ، ارضت ، الارز و بالاجاده )سندی یافت شد که زمان هجرت اجدادمان از روستای اراء را نشان می دهد

    این سند املاکی مربوط به میر رضا جد بزرگ سادات روستای پارسا می باشد که در آن زمان در روستای ارضت سکونت داشت ،ایشان به اتفاق پسرش میر رضی و محمد مهدی ارضتی به اراء رفت تا زمینهایش را بفروشد

    با توجه به سند ذکر شده وهمچنین شجره ای که از میرعمادالدین یافت شد می توان حلقه گمشده این زنجیر را پیدا کرد و به هم ارتباط داد

    اجداد آقا میر رضا و آقا میر مرتضی موسوی ارائی که در پایین محل اراء مکانی که معروف به آقا میر رضایی می باشد و آثاری از قبرستان آن باقی بود ساکن بودند آنها از سادات موسوی و از نسل سید میکائل سومین فرزند سید عمادالدین ملک هزارجریب بودندکه بعد از سال ها سکونت در روستای اراء  مهاجرت به روستای ارضت و پارسای شهرستان بهشهر کردند و علت مهاجرت آنها مرحوم مروج شریعت حاج آقا سیدحسین شفیعی ارائی از کتاب سیصد ساله حضرت آیت الله حاج شیخ علی اصغر ولویی هزارجریبی از علمای همان منطقه نقل کردند به علت این که در آنجا مارهای سمی پیدا شد مجبور به مهاجرت شدند و علت دیگری هم مرحوم شفیعی استدلال کردند این بود چون مردم آن زمان به کشاورزی و دامپروری مشغول بودند و در اراء امرار معاش مشکل بود ثانیا هوای سری که در کوهپایه داشت زندگی را برای آنها سخت کرد و اقوام مختلفی از سفیدکوه و اراء مهاجرت کردند که از جمله آنها آقا میررضا موسوی ارایی بودند.

    ایشان دارای املاکی در روستای اراء بودند که به افراد مختلفی فروختند سند زیر از جمله املاکی بود که آقا میررضا ارائی به آیت الله حاج سید شفیع[1] و برادرش کربلایی میرمحمد جدّ خاندان سادات شفیعی اراء فروختند:

    بفروخت به مبایعه قطعیه صحیحه شرعیه لازمه در حال استقامت مزاج و صحت عقل و رشد و رغبه طوعا بلا اجبار و اکراه جناب سلات السادات العظام آقا میررضا ارائی الاصل و ارضت المسکن به جناب قبله السادات آقا سید شفیع و برادر تنی کربلائی میرمحمد همگی و تمامت مساحت چهار قطعه ملک خود را که واقع و کائن است در قریه موسومه به اراء و هر یک از اقطاع که در خارج معین است: زمین....... دو خروار، زمین ........ده پیمانه، زمین ......یک خروار، زمین ........دوخروار به ثمن نقد مقبوض در مجلس مبایعه مبلغ چهارده تومان به سکه ی ریال ناصرالدین شاهی و بینهما قبض و اقباض، تسلیم و تسلّم واقع گردید و بایع مزبوره اخذ تمام ثمن و تخلیه ید و اسقاط جمیع خیارات نموده خصوصا خیارالغبن و لوکان فاحشا بل افحش و مشتری مزبور تصرّف مالکانه در مبیع مزبور نمود و به سائر املاک خود منضمّ گردانیده و صیغه مبایعه صحیحه شرعیه به عربی و فارسی جاری گردیده و کان ذالک چهاردهم شهر رمضان المبارک سنه۱۲۹۸قمری.

    الشهود *

    قد وقعت المبایعه و اجریت صیغتها لدی با سجع مهر«عبده الرّاجی رضا الموسوی»،

    اشهد آقا میررضی ولد آقا میررضا.

    کمترین احقر عباد در مجلس حاضر بودم آقای مذبور اقرار و اعتراف نمودند در مبایعه مسطور الطرفین محمدمهدی ارضتی.

     

    [1]. آیت الله حاج سید شفیع ارایی در حدود سال ۱۲۲۰ شمسی در اراء متولد شدند پس از فراگیری علوم مقدماتی به تهران مدرسه مروی نزد دایی خود ملاعبدالعظیم هزارجریبی رفت و به فراگیری ادامه دروس حوزوی مشغول شد پس از چندسال به اصفهان سفر کرد و از محضر اساتید آنجا استفاده نمود سپس مهاجرت به کربلا و نجف کرد و در آن مکان مقدس به تکمیل علوم عقلی و نقلی خود پرداخت تا این که به درجه اجتهاد رسید اما به دلیل این که مادرش سال ها برای دیدن او لحظه شماری می کرد به روستای اراء بازگشت و در بدو ورود ساختمانی به نام حسینیه بنا نمود و آن را وقف عزاداری حضرات معصومین علیهم السلام نمود همچنین مدرس درسی برای طلاب علوم دینی بود که در محضرش تلمذ داشتند مدرسه علمیه اراء حدود ۱۵۰ طلبه در محضر آیت الله سید شفیع پرورش پیدا کردند، همچنین سید شفیع در منطقه به عنوان حاکم شرع به مشکلات و شکایات مردم رسیدگی می کرد نقل شده حضرت آیت الله سید ابوالحسن موسوی اصفهانی نامه ای به سید شفیع نوشت و در آن نامه مرقوم کردند مرجعیت جهان تشیع را به عهده بگیرند اما سید شفیع در جواب نامه نوشتند شهر آباد است روستا را باید آباد کرد در حال حاضر حضور من در این منطقه الزامی است و مرجعیت زینده شما است و این از نشانه های تقوی در سیدشفیع بود که گمنامی را بر شهرت ترجیه داد. او همچنین دارای تالیفات متعددی بودند از جمله صاحب دیوان خامس آل عبا( زمزمه های حسینی) دلسوز بودند و در شعر مغتنم تخلص می کردند و وی در زمینه عاشورا و مصائب اهل بیت علیهم السلام  شعر سرودند سرانجام حاج سید شفیع در سن ۸۲ سالگی مهر ماه ۱۳۰۲ شمسی در روستای اراء فوت کردند و بدن مطهرش را به قم و در صحن حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها به خاک سپرده شدند.

     

    بی شک پایان هر تلاشی موفقیت است وبزرگترین  حاصل ونتیجه  این وبلاگ که از سال 1386 ایجاد گشت یافتن این سند بود

    عموزاده های ما از روستای اراء و از سایر شهرها طی تماسهای مختلف با ما در ارتباط بودند تا اینکه نظر یکی از دوستان مورد توجه بود

    با ایشان تماس گرفتم و با هم در مورد یافته های هم صحبت کردیم  تا اینکه ایشان فرمودند که من در بین اسنادم  سندی مربوط به آقا میر رضا  دارم اما نمیدانم این سند مربوط به جد شما می باشد ولی این سند مربوط به ملکی می باشد که میر رضا به یک ارائی فروخته است

    بی درنگ  از ایشان خواستم در صورت امکان سند ذکر شده را برایم ارسال کند که ایشان هم ارسال فرمودند

    دقیقا در هنگام ظهر بود حقیقتا شگفت زده شدم و خدارو شکر کردم

    بله سند ارسال شده مربوط به جدسادات روستای پارسا جناب سلات السادات العظام آقا میررضا ارائی الاصل بود

    ذوق زده شدم با پدرم تماس گرفتم و شرح واقعه را گفتم و بعد آن با دایی ام سید رسول و عمه و پسر عمه ام  سید احمد و سایر علاقه مندان تماس گرفتم  همگی خوشحال شدند .

    خدا رو شکر می کنم و در یافتن ادامه این شجره از او یاری می طلبم و تلاش می کنم .


     

    رجوع به گذشته

     

    دیدار با حجت السلام میرجعفری در مشهد مقدس

    در تاریخ ۰۹/۰۶/۱۳۹۱  به زیارت امام رضا رفتم و از این فرصت استفاده کرده به دیدار آقای میر جعفری در بلوار طبرسی و چهار راه المهدی رفتم

     

    سیدی لاغر اندام و در حال که به سختی صحبت می کرد و قدم بر می داشت به استقبالم آمد و در نهایت مهربانی بنده را پذیرفت

    هر وقت که در مورد شجره اجدادم تحقیق می کردم  از تحقیقات ایشان در ایام گذشته صحبت می شد به اراء رفتم و یا به بالا جاده و الارز و ارضت همه جا نام او را بر زبان می آوردند

    اکنون وقتی او را می دیدم که به کندی سخن می گوید و گذشته ها و تحقیقاتش را به سختی به یاد می آورد بی نهایت متاثر می شدم که چرا زودتر به زیارت ایشان نیامده ام


     

    او می گفت که من در ایام گذشته به اراء رفتم در منزل کربلای میر مختار سندی یافتم که میر مرتضی ارضتی یک باب باغ یا طویله را به یک ارائی فروخت و این سندی بر ارئی بودن ماست

    از پسر کربلایی میر مختار به نام حجت السلام سید صالح می گفت که در قم ساکن است و فرمود این اسناد فعلا در دست اوست

    بنده پرسیدم مادر  میر تراب پارسایی آخرین شاخه ارتباط بین اراء و پارسا بود و او از نسل قادری ها بود

    ایشان فرمود در اراء به محضر علمائی چون میر داوود و میر شفیع ارائی( فرزندش سید ضیاء می باشد ) رسیدم و میر داوود قویا می گفت که شما از نسل میر عمادی های اراء هستید

    در اراء دو طایفه میر عمادی و  قادری زندگی می کنند که قادری ها را به سبزوار نسبت می دهند و میر عمادی ها را به میر عمادالدین نسبت می دهند

    از سفید کوه دودانگه به اراء چال هجرت نمودند اراء چال در حدود ۴۰۰ سال پیش در مکانی بالاتر از مکان فعلی قرار داشت که به سبب وجود مارهای فراوان مردم به مکان فعلی آمدند و بعضی افراد به مکانهای دیگر هجرت نمودند

    پسران میرزا حسین ارائی نیز به انزان کوه رفتند(از سفید چاه تا سرخ گریه) و چهار فرزندش در روستاهای ارضت و پاسا و الارز و بالاجاده هجرت نمودند

    میر مرتضی به ارضت رفت و میر رضا نیز به ارضت رفت اما چون با کدخدای روستا مشکل داشت به پارسا هجرت نمود

    میر نصیر به الارز رفت و میر محمد(که چهار فرزند داشت که دو فرزندش را به خاطر دارم به نامهای میر عظیم و میر رضی)  به بالا جاده هجرت نمود

    از سادات بالاجاده می گفت که با میر محمد و میر علی اصغر که دو برادر بودند در ارتباط بود و آنها پسر میر رضی بودند میر رضی نیز برادری به نام میر ذکریا داشت

    مشکات که در قید حیات است فرزند میر علی اصغر می باشد

     


    این مطلب تا کنون 5 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : اراء ,روستای ,شفیع ,بودند ,ارضت ,ارائی ,روستای اراء ,تماس گرفتم ,روستای پارسا ,هجرت نمودند ,میررضا ارائی ,میررضا ارائی الاصل ,سادات روستای پارسا ,بزرگ سادات روستای ,
    سندی یافت شده از میر رضا جد بزرگ سادات روستای پارسا

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده